أحمد بن حامد كرمانى

76

عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )

ملك را شاه ظالم پر دل * به ز سلطان عاجز عادل داد كس شاه عاجز با داد * نتواند ستد نداند داد دل شه چون ز عجز خونابه است * او نه شاه است نقش گرمابه است « 1 » دستها برداشته بودند و از حق تعالى سرعت فرج مىخواستند و ديدهاء « 2 » انتظار گشاده تا خود از عالم غيب چه آيد . امير عالم مجاهدّ الدين كوبنانى تغمده اللّه بغفرانه از جملهء اهل كرمان عاقل‌تر بود كه بديدهء بصيرت و نظر فراست ديده بود كه استعداد و استقلال ملك كرمان كه دارد و بارها با من گفته كه اين كار آن پادشاه را نهاده‌اند كه مقدّمه لشكر او هشت سالست كه مقام گرفته است و اسباب ساخته ، و عقيب « 3 » هذا الرّشّ سيل دافع * و وراء هذا النّبت « 4 » روض يافع « 5 » چو خواهد بود روز برف و باران * پديد آيد نشان از بامدادان به حكم اين استبصار سه نوبت قاصد خويش بحدود گرگان فرستاد رحمه اللّه كه عجب رائى صايب و فكرى دوربين داشت . در ماه رمضان سنهء احدى و ثمانين خبر بكوبنان « 6 » رسيد كه عزايم منصورهء عماد الدّين بر صوب كرمان مقصورست و رايات او بدين حدود متوّجه . من با خود گفتم ، اللّه اكبر لاح الصّبح للسّارى * و اعطى القوس بارى ايما بارى بر تو شب انديشه سرآمد آخر * خورشيد تمنّات برآمد آخر امير مجاهد الدّين رحمه اللّه « 7 » در آيينهء غيب بشش سال از پيش نقش و صورت اين‌روز ديده بود ، پس روز بيست و دوّم « 8 » ماه « 9 » رمضان سنهء احدى و ثمانين روز سه‌شنبه ملك بديه آريز « 10 » از حدود كوبنان « 11 » نزول فرمود « 12 » و از آنجا براور و خبيص تا شقّ بم و نرماشير برفت .

--> ( 1 ) - از باب دهم حديقهء سنائى است . ( 2 ) - چ : ديدهاى . ( 3 ) - چ ، ن : به عقب . ق ، م : يعقب . ( 4 ) - چ ، ق ، م ، ن : البيت . ( 5 ) - چ ، ق ، م ، ن : يافع . ( 6 ) - م ، ن : كوبنات . ( 7 ) - ق ، ن : ( كه ) افزوده . ( 8 ) - چ : دويّم . ( 9 ) - چ : شهر . ( 10 ) - م ، ن : ده آزير . در محمّد بن ابراهيم ص 138 ( ديه آويز ) . ( 11 ) - م ، ن : كوبنات . ( 12 ) - چ : نمود .